اندر مقامات وزارت ارشاد آورده اند كه مسئولان محترمه و مكرمه همي از در انداختن طرحي نو ياد كرده و به فكر ابداعي نوين افتاده اند... حكما همان نقل بي لياقتي و ماسماليزيشن (معادل تاريخي ماست مالي كردن،به نقل از جزوه ناموس نامه نيروي انتظامي)است ديگر. چه دوران هائي داشتيم... گذشت.. گذشت آن ايام نه چندان بعيد كه اندر باد و بوران بهاري ارديبهشت ماه كيفي به تنگ بغل مي زديم و دل به جاده مي زديم به نيت قريه« محل دائمي نمايشگاه ها» اندر راستاي اتوبان چمران... في الطريق توسط هم دوست و آشنائي ديده مي شديم، جوياي احوال شده و همي با كيفي كوك از نمايشگاه بين المللي كتاب سخن ميرانديم. پير شديم ديگر... حالا بايد عزلت تنهائي بغل گيريم و چشمانمان به زير نويس هاي شبكه خبر خشك بماند كه خبر بدهند نمايشگاه بين المللي كتاب تهران آتش گرفتندي... يا في المثل دوربين اجتماعي همان شبكه «آنونسي» پخش كرده و از كاهش استقبال به نيم و بسي اندك تر نمايشگاه گزارش كند.....
مسرت بخش است كه همي شنيدستي دردانه هاي دلمان در اتحاديه ناشران با ناشران برجسته جلسه اي برپا نموده اند تا در باب تحريم نمايشگاه بين المللي كتاب تهران به اجماع نظر رسند... هرچند هنوز نقل قول جديدي از گردهمائي بسي گذائي به بيرون درز نكرده .. اما بكنيد فكرش را!!!چه شود... آخر با چه روئي كيفمان را بزنيم تنگ بغلمان و برويم مصلي... اگر كسي در راه ما را ديد زد چه كذبي سر هم كنيم براي وا كردن اين بيآبروئي از سرمان كه راهي قريه «مصلي» ايم و در طريق نمايشگاه بين المللي كتاب تهران ...

هر چند.. چه توفيري دارد به حال مسئولين.. آنها در وزارتخانه مطبوعشان كرسي جديد اختيار مي كنند و از كار فرهنگي دم زده در حمايت از اقدامات ژاندارمري... نمايشگاه بين المللي كتاب تهران مثقالي چند زار است:(عجالتا به دليل كم رنگ شدن نقش نمايشگاه كتاب از نوشتن لفظ بين المللي به صورت درشتناك و بلد معذوريم)...عجبا... غبطه مي خورم به لياقت هاي وافرعاليجناب سرژاندارم احمدي مقدم، رئيس كل ژاندارمري كشور كه چه بسا همسان با طرح ضربتي شان كار فرهنگي هم انجام دادندي...بالاخره بايد به مردم فهماند كه «ملتا، ملت غيور و انقلابي، كك ميان جامه تان هم نگزد،چه بسا كه هيچ كراهتي در كار نيست... اندك نفراتي از گشت ارشاد و ژاندارمري در كوي و برزن ها همي چرخ زده و امر به معروف به جاي آورده و نهي از منكرنيز. ... مردم آسوده بياسايند و در واكنش به مزاح هاي طنز آلود ستاره هاي مسعود ده نمكي تبسمي اختيار كنند كه به جان اعلي حضرت قسم هيچ خبري نيست، هيچ كراهتي در كار نسيت... فقط كشتكي محسوس اندر خيابان هاي طهران...
