تبليغاتX
چرک نویس

تاريخ: دوشنبه 3 تیر1387 ساعت :5:3 بعد از ظهر
بنا به رسم خانه به دوشی ، کلبه حقیرانه مان را به Http://doornegar.blogsky.com  منتقل کردیم.میزبان خوبی بزایتان خواهیم بود. در انتظار حضور سبزتان...
نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | موضوع: یادداشت | لينک ثابت
ما که رفتیم
تاريخ: شنبه 7 مهر1386 ساعت :1:49 بعد از ظهر

بنا به رسم خانه به دوشی ، کلبه حقیرانه مان را به Http://doornegar.blogsky.com  منتقل کردیم.میزبان خوبی بزایتان خواهیم بود. در انتظار حضور سبزتان...

نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | موضوع: یادداشت | لينک ثابت
تاريخ: دوشنبه 2 مهر1386 ساعت :10:43 بعد از ظهر
چندی پیش تیتر یکی از سایت های خبری .... بودن ما ایرانی ها را بیش از پیش برای من مسجل کرد:« روزانه ۱۲ میلیارد تومان در کشورهزینه خرید سیگار می شود»... و تیتر اول صفحه زیرین آن باعث شد تا اعتقادم به آن موضوع بیش از پیش مسجل شده را تماما از دست بدهم:«یک ورزشگاه ۱۵ هزار نفری با هزینه ۶ میلیارد تومان ساخته خواهد شد»  حالا که چی؟ عرض می کنم خدمتتان.تقصیر ملت شهید پرور نیست به خدا! اگر وزارت آموزش و پرورش آن بودجه جلوگیری از رفتارهای پرخطر معاونت پرورشی و تربیت بدنی اش را صرف سرمایه گذاری بر روی خروجی دبیرستان ها بکند شاید در یک بازه پنج ساله آمار سیگاری ها ۴۰ تا ۵۰ درصد کاهش پیدا کند( با توجه به منحنی توزیع جمعیت و آمار سرشماری پارسال). یعنی در یک بازه زمانی ۵ ساله هزینه ای بالغ بر ۱۰ هزار میلیارد صرفه جونی خواهد شد.یعنی دولت می تواند در همین مدت ۱۸ ورزشگاه ۱۵ هزار نفری... ۹ ورزشگاه ۳۰ هزار نفری ... ۴ ورزشگاه ۶۰ هزار نفری و یا ۲ ورزشگاه ۱۲۰ هزار نفری بسازد... یعنی  دولت  می تواند بالغ بر ۴۸۰ کلاس درس بسازد. یعنی می تواند امکان تحصیل ۱۴ هزار و ۴۰۰ نفر را فراهم کند... یعنی می تواند ۵۲۰ خانه فرهنگ بسازد و امکان رشد و پرورش یک میلیون و ۵۶۰ هزار نفر را در ماه فراهم کند. یعنی امکان رشد ۱۸ میلیون و ۷۲۰ هزار نفر در سال... یعنی کشف پتانسیل ۹۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در همان بازه زمانی...و ... !!! همین آمار بود که ... بودن خودم را بیش از پیش برایم مسجل کرد.آتش کنید سیگارهایتان را! 

نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | موضوع: یادداشت | لينک ثابت |
ماجرای رد مرز یک افغانی
تاريخ: یکشنبه 11 شهریور1386 ساعت :8:16 بعد از ظهر
آسمان نگاهش ابري شده است. خسته از كار روزانه،سرش را به شيشه اتوبوس چسبانده و نوك بيني اش به لبه پنجره كشيده مي شود و در عمق نگاهش ، ناگفتني ها ديده . دستي به ته ريشش شپش انداخته اش مي كشد و با ناخن هاي چركناك و بلندش موهاي زير چانه اش را مي خاراند. بعد از تعقيب دعواي راننده با مسافرين ‏، دوباره سرش را به شيشه مي چسباند و در ژرفاي ناگفتني هايش غرق مي شود... در همين وانفسا دستي از پشت به شانه اش مي خورد. حربه «علي چپ» را پياده مي كند و بي اعتنا به صاحب دست نگاهش به مسير حركت مسافران سردرگم در ايستگاه اتويوس گره مي خورد . اين بار دستان سرد و بزرگ مامور محكم تر بازوهايش مي چسبد و او را از صندلي اش بلند مي كند. پير مرد افغاني با همان ته ريش خاك گرفته و ناخن هاي كثيف و موهاي زبر و بور و بلند آماده جبهه گيري است كه با سيلي محكم مامور ناجا سر جايش آرام مي گيرد. بي مقاومت پياده مي شود. هنوز خون به مغزش نمي رسد كه علت را جویا شود... اما ديري نمي كشد كه دوزاري موججش مي افتد:«كارت تبعگي؟» با بانگ وهمناك مامور غول پيكر پليس به خودش مي آيد ودستان پينه بسته اش را در جيبش سوراخ شلوارش فرو مي برد.جمعا 12 هزار و 500 تومان اجرت روزانه اش را وارسي مي كند... بعد از اندكي كنكاش در لا به لاي بقچه گره خورده اش كارت سفارت راپيدا مي كند.صداي وهمناك دوباره مي خروشد:«اين تو كه نوشته تردد فقط در اسلامشهر و رباط كريم مجاز مي باشد. توي مركز شهر تهران چه غلطي مي كني مرتيكه؟!!» سيلي دوم مامور دوم نثار دومين گونه اش مي شود و در لا به لاي بقيه افغاني ها جا مي گيرد تا تحويل پليس امنيت شوند.كم كم جمعيت افاغنه توجه عابران را جلب مي كند. ابتدا ازروی کنجکاوی سرعت خود را كم مي كنند و به دور از افكار ناگفتني شان قضيه را جويا مي شوند. بعد از تحسين و تمجيد و سلام و صلوات به جان ماموران نگاهي از سر ترحم به جمعيت افغاني هاي رو به ديوار مي اندازند ومسير خودشان را پيش مي گيرند...

زن در مقابل كلانتري ايستاده و به مامور كلانتري با ته ريش آنكارد شده و ناخن هاي سوهان كشيده التماس مي كند كه شوهرش را ببيند. صداي گوش خراش مامور كلانتري از پس ديوار به گوش مي رسد:«نورالله ضيائي! اسم پدرت؟ گوساله تو كه كارت تبعگيت جعلي بود. اصلش كجاست؟نداشتي؟ كي اومدي ايران؟حالا مي فهمي مملكت قانون داره» از صداي زجه هاي زن افغاني كاسته شده است . در گوشه اي نشسته و تنها خدا مي داند در پشت شوري اشك هايش چه تلخي هائي كه نمي چشد.كودك يك ساله اش بهت زده به مادر نگاه مي كند . اما دختر و پسر 8 و 12 ساله اش از ماجرا سر در مي آورند و هم نوا با مادر ، بي صدا گريه مي كنند. پدرشان رد مرز خواهد شد و مادر با سه فرزندش بي سرپرست...

نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | موضوع: یادداشت | لينک ثابت |
خوش باشید با نقابتان!
تاريخ: سه شنبه 19 تیر1386 ساعت :9:19 بعد از ظهر
احساس مي كنم همه در پس نقاب هايمان محصور شده ايم. اي كاش تنها نقابمان به مثابه حصاري بود تا در گيرو دار روزانه مدد سراني مان كند. اما اين معادله همگن به چرخه روزانه ناهمگني تبديل شده است كه نتيجه اي ندارد جز زندگي در دالان هاي هاله دروني. احساس ميكنم همگي به تسخير نقاب هايمان درآمده ايم. آن هم بد فرم! سلطه اي كه رهائي از آن عزمي رفيع مي خواهد و راهي بس دراز. تصوركنيد زندگي بدون نقاب را ! آرمان شهري است به دور از مدينه فاضله فلاسفه و ژست روشنفكري و اين حرف ها است.خزعبلات نمي بافم به خدا. بخوانيد تا آخرش را! شما را به خدا فقط چند دقيقه به زندگي بدون نقابتان فكركنيد. تصور كنيد يك روز تمام بدون اين نقاب لعنتي در خانه و محل كار و جمع دوستان و هر جاي ديگر زندگي مي كنيد. التفات فرموديد. زندگي مي كنيد. تصور كنيد طرف مقابلتان را بدون نقاب به نظاره مي نشينيد. تصور بكنيد... ولي دست نگه داري. ديگر تصورنكنيد. اما حيف! همگي در تسخير نقاب هايمان در آمده ايم. حجابي كهدر اين وانفسا بدون آن زندگي برايمان حكم مرگ را دارد. اجازه بدهيد تصور فوق در حد همان چرت گوئي و خزعبلات چيني و آرمان شهر حقير باقي بماند. خوش باشيد با نقاب هايتان!

نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | موضوع: یادداشت | لينک ثابت |
تغییر معادله قاچاق سوخت
تاريخ: دوشنبه 11 تیر1386 ساعت :3:52 بعد از ظهر

در این گیراگیر سهمیه بندی چگونه بنزین مازاد به دست آوریم؟ هنوز خبر گران شدن بنزين و سهمیه بندی شدن آن از دهان مبارك مسئولان بيرون نيامده بود كه خبر آتش سوزي انباري از هزار ليتر بنزين و در پي آن يك ماشين پر از پيت‌هاي بنزين منتشر شد، در همين حال روز بعد هزاران نفر بر اثر گرما در صف‌هاي بنزين ولو  و به بيماري‌هاي ناجوري دچار شدند.

حالا هم در حالی که کمتر از یک هفته از آغاز اجرای سهمیه بندی بنزین میگذرد که معادله قاچاق سوخت کشور دگرگون شده است. به صورتی که در استان های کرمانشاه و بوشهر بنزین قاچاق وارداتی تا لیتری 600 تومان در مقابل پمپ بنزین ها به فروش می رسد. به گفته مقامات محلی قاچاق بنزین از استان های کرکوک و بصره و همزمان با سفر رئیس جمهور و هوگو چاوز به بوشهر برای افتتاح سد رئیس علی دلواری و پروژه گازی عسلویه صورت گرفته است. شاید در این وانفسا سهمیه بنزین ماشین دولتی رئیس جمهور هم در بیابان ها تمام شد و احمدی نژاد مجبور باشد بنزین قاچاق بزند! شاید

 

نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | موضوع: یادداشت | لينک ثابت |
دوگانه نقدی و قوه قضائیه
تاريخ: دوشنبه 28 خرداد1386 ساعت :11:11 قبل از ظهر

چندي پيش روزنامه حزب الله طي يادداشتي مسئولين ستاد مبارزه باقاچاق كالا و ارز را به علت عقب نشيني در قبال آمار ارائه شده توسط ستا و پرونده هاي تحت پيگرد كه توسط همين نهاد شناسائي شده بودند ، مورد شماتت قرار داده بود اين عقب نشني را ضعف اشكار در ستاد خوانده بود. در اين ميان سه رويكرد ضعف اطلاع رساني، مديريت و هماهنگي قواي مطبوعه و نبود پيگيري لازم براي مجازات عوامل شناسائش شده،به ذهن خطور مي كرد. اما استعفاي رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز دو فرضيه اول را كنار زد و عدم هماهنگي در بين قوه قضائيه، مجريه و ستاد مبارزه با قاچاق بيش از پيش آشكار شد. در حالي كه برخي از گمانه زني ها، استعفاي سردار نقدي كه همواره مورد توجه رهبري بوده است را فشار باند ها ي قاچاق به او و عدم همكاري ستاد مبارزه با مافياي گسترده قاچاق كالا و ارز مي پنداشتند ، اين قضيه در هاله عدم همكاري قوه قضائيه در پرونده بزرگترين بدهكار سيستم بانكي محو شد. دليلي كه هيچ گاه به اقناع اذهان عمومي منجر نمي شود. از طرفي پرونده هاي تحت پيگرد ستاد در يك سال و نيم گذشته مهر تائيدي بر فضار مضاعف مافياي گسترده قاچاق به نقدي و عدم همكاري اواست. كشف ميليون ها ليتر قاچاق سوخت، ماجراي بنادر جنوب و درگيري هاي پيش آمده در اسكله هاي بارگيري در سال گذشته ، پرونده بزرگترين بدهكار سيستم بانكي وهمچنين پرونده هاي قاچاق لوازن يدكي و شبكه بزرگ قاچاق پوشاك با حضور يكي از اعضاي منتسب به رايحه خوش خدمت و عدم پيگير لازم قوه قضائيه همگي دليلي براي اثبات اين مدعا هستند.

نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | موضوع: یادداشت | لينک ثابت |
پایان سلطه خاموشی
تاريخ: چهارشنبه 23 خرداد1386 ساعت :8:49 بعد از ظهر
بالاخره سلطه قديمي ترين مدير ايراني بر مسند رياست اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران پايان يافت. شايد هيچ كس حتي خود خاموشي هم فكر نمي كرد كه  لابي اصلاح طلبان از ساعات اوليه صبح  و ائتلاف طيف تحول خواهان و و نوآفرينان در نيم ساعت پيش از برگزاري انتخابات به رياست محمد نهاونديان منجر شود؛ اقتصاد خوانده ي ميانه روئي كه كه جايگاه خاصي در معاونت اقتصادي شوراي امنيت دارد و در مدت 14 ماه رياست بر اتاق تهران  قدرت نفوذ بخش خصوصي را در مراكز دولتي افزايش داده است. حالا محمد نهاونديان پس از۲۰ سال جايگاه علينقي خاموشي را در پارلمان عظيم  بخش خصوصي پر مي كند تا صفحه جديدي بر فعاليت هاي اتاق بازرگاني ايران ورق بخورد.
تمامي اين روند تنها نيم ساعت پيش از برگزاري انتخابات اتفاق افتاد . در شرايطي كه محسن مهر عليزاده ، خود را آماده مي كرد تا به عنوان نماينده خواستاران تحول به رقابتي سخت با  منقد پر اتاق ايران بپردازد،  محمد بهزاديان جلسه اي تشكيل داد و محمد نهاونديان را گزينه مناسبي براي كانديداتوري اين طيف انتخاب كرد. در حالي كه محسن مهر عليزاده علاوه بر طيف تحول خواهان به گونه اي از جانب سنتي هاي اتاق هم مورد تائيد بود و با اصرار به نامزدي رياست در آمده بود. همچنين تا ساعاتي پيش از برگزاري انتخابات حضور و عدم خضور نهاونداين در هاله اي از ابهام بود. اما هيچ كدام از اين موارد افاقه نكرد و مددي به معاون سابق دولت اطلاحات نرساند و در نهايت بر تكيه نهاونديان بر مسند رياست اتاق ايران منجر شد.
هرچند نهاونديان از جرگه اسلاح طلبان نبود، اما رياست او طيف اصلاح طلب را خشنود  نگه مي داشت و موجبات مسرت دولت را هم فراهم مي كرد تا هردو  به شعار« اتاق بدون خاموشي » جامه عمل بپوشانند. سر انجام از ميان 305 راي از فعالان بخش خصوصي در طبقه هشتم اتاق، محمد نهاونديان با اختصاص 166 راي به خود ، تمامي روياهاي خاموشي را به كابوسي تلخ تبديل كرد. خاموشي هم با 139 راي بازنده اصلي اين ماراتن نفس گير لقب گرفت. ماراتني كه يكي از نفس گير و هيجان انگيز ترين روزهاي هيئت نمايندگان در دوران تصدي 27 ساله او را رقم زد.
همچنين در ادامه انتخابات ديروز اتاق انتخاب ساير اعضاي اتاق به راي گذاشته شد و در نتيجه  مسعود دانشمند با اختلاف 3 راي به خزانه داري اتاق رسيد تا كادر هيئت رئيسه اتاق يران براي چهار سال آينده و  با تركيب محمد نهاونديان، مسعود دانشمند، جميلي به عنوان منشي اتاق ، مير محمد صادقي، دكتر بازرگاني، شافعي و مهندس فاخر بسته شود.


نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | موضوع: یادداشت | لينک ثابت |
مناسبات احمدی نژاد و رائول کاسترو
تاريخ: جمعه 18 خرداد1386 ساعت :10:57 قبل از ظهر

وقتي كه چند شب پيش برنامه«مستند چهار» مستند فيدل كاسترو را نشان مي داد، رضا رشيد پور را با رفيق دوست و فكر تنهائي شان رها كردم و رفتم سراغ فيدل. هنگامي كه از اصلاحات فيدل كمونيسم در كوبا مي شنديم و آن را با سخنان چند دقيقه پيش محسن رفيق دوست مقايسه مي كردم، علامت تعجب بالاي سرم نقش مي بست. اطلاحات ارضي و اقتصادي و اجتماعي كاسترو و مقاومت او با تحريم اقتصادي آمريكا و متحدانش شايد دسته كمي از 8 سال جنگ ما نداشت. جنگي كه انقلاب ما را به بدترين وجه تحت فشار قرار داده بود، اما كوبا مقاومت كرد و روساي جمهور ايالات متحده را يكي پس از ديگري پشت سر گذاشت. تا سر حدي كه ماندلا، كسي كه سياست مداران او را يكي از اعجوبه هاي قرن بيستم مي دانند، براي ديدار فيدل كاسترو از آفريقاي جنوبي لحظه شماري مي كرد. تا آنجائي كه انقلاب هاي تازه استقلال يافته آفريقاي جنوبي و آمريكاي لاتين كاسترو را پس از سقوط متحد و حامي اصليش ، گرباچف روسي به عنوان رهبري بلامنازع انتخاب كرده بودند و مناسبات تجاري برقرار مي كردند.كاسترو با تمام وجود مقاومت كرد و كوبا را به يكي از قدرت هاي آمريكاي لاتين تبديل كرد.... اما حالا خبري از او نيست، چندي پيش در روزنامه هاي دولتي كوبا ، فيدل 80 ساله ، رهبر حزب كومنيسم براي بار نخست تائيد كرد كه براي مقابله با خونريزي روده كه از ماه جولاي سال 2006 به آن مبتلا شده بود مجبور به كناره گيري از صحنه قدرت شد و همچنين تصديق كرد كه به مدت چند ماه با سرم تغذيه مي شده است. البته شنيده ها حاكي از آن است كه وضع كاسترو رو به بهبودي است ، اما به نظر نمي رسد كه او در آينده اي نزديك بتواند به صحنه سياسي كوبا بازگردد. همچنين گمان نمي رود قدرت سياسي رائول كاسترو، جانشين و برادر فيدل رو به تهديد باشد ، ولي مساله اصلي در حاكميت كوبا محافظه كاري رائول است. رائولي كه در بين روشنفكرها و هنرمندان و اقليت هاي كوبا اين نگرش را به وجودآورده است كه اوضاع كشور در حال تغيير است . در اين بين سخت گيري هاي رائول در مورد مخالفان كه مورد پذيرش فيدل قرار گرفته بودند، بيش از گذشته شده ، تا جائي كه دست كم سه روزنامه نگار مستقل زنداني شده اند و تعدادي از روزنامه نگاران خارجي هم اخراج. با استمرار اين سياست هاي چند گانه رهبر جديد كوبا ، آينده سياسي اين كشور در هاله اي از ابهام است. فقط كم مانده احمدي نژاد به تقليد از امام نامه اي به رائول بنوسيد وبعد از سلام و صلوات و تمجيد و تهديد، بگويد :« رائول عزيز ! به زودي پايه هاي حكومت كونيسم شما ، تنها در موزه لوور پاريس پيدا خواهد شد.... » يعني واقعا از اين كار ها از احمدي نژاد بعيد است!!؟؟

نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | موضوع: یادداشت | لينک ثابت |
کاهش مزنّه سود بانکی. ملعبه جدید
تاريخ: شنبه 5 خرداد1386 ساعت :7:49 بعد از ظهر
اتفاقات اخير در باب نرخ سود بانكي مثل باد سلامي داد ورفت و مجال واكنش را از هر جنبنده و كارشناس اقتصادي اي سلب نمود. جرگه اي به رهبري رئيس كميسيون اقتصادي مجلس ملي، مجتمع گشتند و اعلام حمايت كردند از مثال و فرمان رئيس جمهوري و آن را عمل به قانون مصوب اطلاق كردند.. گروهي هم انگشت بر دهان گرفتند و همي افسوس خوردند كه تنزيل مزنّه سود بانكي در برهه كنوني بروكراسي اداري به جهت اخذ تسهيلات در پي خواهد داشت وهزار بادافره ومكافات...( كه البته واضح است هويت دسته دوم. طبق عادت مالوف بخش خصوصي است كه سايه اقتصاد دولتي همچون شبهي بر آنها حكمراني مي كند)

باز هم رئيس جمهور بساط مداعبت و ملاعبت فراهم چيده بود و روزگار را به كام خود ديد تا به شعائر دولت خدمت گرا جامه عمل بپوشاند. بدين قسم مثالي صادر كرده در باب تنزيل دو درصدي مزنّه سود بانكي ...! گوئي شوراي پول و اعتبار كشك است و وزير امور اقتصادي هم ماست موسير...

انگار نه انگار كه سال ها فاصله گرفتيم از محمد شاه قاجار كه قاطبه مردم و كافه تجّار گوش به فرمان محمد شاه بودند تا ابلاغ كند سياست هاي مهم پوليشان را... هنوز هم همان اقتصاد دستوري و همان بخش خصوصي بدبخت كه له مي شود زير چرخ دنده هاي قطار دولت. همان قطاري كه ترمز دستي اش را انداخته اند دور. الهي چپ كناد اين قطار! آمين.

نوشته شده توسط محمد جواد رفیع پور | موضوع: یادداشت | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo